من همونم که غم و غصه اش بی شماره
اونی که تنهاترینه حتی سایه هم نداره
این منم که خوبیهامو کسی هرگز نشناخته
اونی که در راه رفاقت همه هستیشو باخته
هر رفیق با من دو سه روزی هم سفر بود
ادعای رفاقت واسه من چه زودگذر بود
اونی که عاشق بود و از جدا شدن می ترسید
همه هراس و ترسش به دروغش نمب ارزید
چه اثر از این رفاقت چه ثمر از این نجابت
وقتی قدر سر سوزن به وفا نکردیم عادت
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 21:11 توسط غمگین ترین غمگین دنیا
|
