ختم کردم عدم اندر عدم نامه را به پیر صومعه برگویید ببین حسن ختامم را به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز خدایا دیگر دستانم توان نوشتن پاهایم توان رفتن و قلبم توان تپیدن ندارد پس مرا به تنها ارزوی دیرینه ام برسان همان که خود می دانی
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 15:21 توسط غمگین ترین غمگین دنیا
|
